ناز کردن های رامیلا خانم
حدود یک هفته ای هست که این برنامه جوجو کوچولوی ما شده، ماجرای از این قرار که روز 16/7/90 شنبه بود که رامیلا خانم تا ساعت 4 صبح بیدار موندو رو تخت بالا و پایین می پرید ساعت 4 هم که میخواست بخوابه اینقدر جابجا می شد و تکون می خورد که تا صبح اصلاً نخوابیدم از اونور هم باید ساعت 6 بیدار می شدم تا حاضر بشیم و صبحانه بخوریم تا بریم سرکار از اونجایی که اصلاً نخوابیدم دم صبح خوابم برد و هر چقدر ساعت زنگ زد متوجه نشده بودم وقتی پریدم از خواب ساعت 6:30 صبح شده بود تا بلند شدیم و آماده شدیم که بریم سرکار ساعت 7 بود راستی یادم رفت که بگم بابا اتا هم چون مأموریت رفته بود وقتی برگشت ساعت 12:30 شب شده بود به این خاطر تا اومد بخوابه ساعت 3:30 شده بود اینجوری شد که هر دومون خواب موندیم و رامیلا خانم هم تخت گرفت خوابید .
راستی یک چیز دیگه هم یادم رفت بگم اونم اینه که رامیلا خانم تازه 12شب هوس چای کرده بود و دلش چای میخواست من هم از فرصت استفاده کردم و چند تا عکس از چای خوردنش گرفتم .








ناز کردن های رامیلا خانم 







